یا فاطمه من عقده دل وا نکردم
روزي شيطان در گوشه مسجد الحرام ايستاده بود. حضرت رسول صلي الله عليه و
آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتي آن حضرت از طواف فارغ شد، ديد
ابليس ضعيف و نزار و رنگ پريده، كناري ايستاده است. یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الآخِرَهِ هُمْ
غافِلُونَ؛ آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت غافلند! روم، 7
يادم نيست كلاس چندم بودم اما خوب يادمه كه تو يكي از درسهاي كتاب اين حديث نوراني بود كه پيامبر گرامي اسلام فرمودند: الدنيا مزرعة الاخره نميدونم چرا ولي اين چند وقت اين حديث زياد مياد جلوي چشمام هرچي فكر ميكنم ميبينم شاگرد خوبي نبودم چون هنوز اين درس رو نتونستم پاس كنم من درسمو خوب ياد نگرفتم اشتباه فهميدم چون همش ميخوام تو دنيا برداشت كنم دنيايي كه بايد توش بكارم و از كاشته هام محافظت كنم كه خدايي نكرده آفت اونارو فاسد نكنه اما حيف كه من و امثال من راحت از كنار اين گفته ها ميگذريم همه شديم سخنران اونم به طور حرفه اي ولي از عمل خبري نيست اگر از عمل خبري بود تو اين شهر يك فقير هم وجود نداشت و حق يك نفر هم ضايع نميشد ما دنيا پرست شديم اگر دنيا پرست نبوديم اينقدر حرص مال نميزديم كه همش جمع كنيم بزرگوار اين دنيا جاي موندن نيست به خدا قسم ما همه بايد از اين دنيا كوچ كنيم تو روز بيايم محاسبه كنيم كه چي كاره ايم خدا وكيلي اگر همين الان جناب عزرائيل عليه السلام تشريف بيارند ما آماده ايم براي رفتن من كه آماده نيستم دعا كنيم بفهمم اون چيزي رو كه ميگم أرَضِیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَهِ؛ آیا به زندگی دنیا به
جای آخرت راضی شده اید؟!» سپس می افزاید: «فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا
فِی الآخِرَهِ إِلاَّ قَلِیلٌ؛ با اینكه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت
چیز اندكی بیش نیست.» توبه، 38 علي شور شيدايي من نجف شهر رويايي من شكوه تماشايي من تو تنهايي من دلتنگ ايوون طلاي نجف هستم آقا من دل به اذن دخول حرم بستم آقا عهدي كه بستم به جان تو نشسكتم آقا در اوایل سال ۱۳۸۲ شمسی(۲۰۰۳م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد
۱۳۱۰ش)-مقیم لندن- پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی
سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و
"کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی خریداری
این رساله ی گران قیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه دار
یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماما به خط خود اینشتین می
باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سر شکن شده پرداخت گردید: یک میلیون دلار توسط شرکت بنز (به افتخار اینکه اینشتین آلمانی بود) یک میلیون دلار توسط شرکت فورد (به افتخار اینکه در آمریکا می
زیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور آمریکا (مقتول ۱۹۶۳م) که در
این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا
دانسته است حال آنکه در ۱۹۵۴م (سال نگارش این اثر) هنوز ۷ سال به زمان
انتخاب وی مانده بود و این از پیش گویی های اینشتین به شمارمی رود!) پانصد هزار دلار توسط شرکت کنکورد (به افتخار جناب لاوازیه
-مقتول ۱۷۹۴م در انقلاب یا شورش فرانسه- و نیز قانون بقای ماده ی او که در
این رساله بارها یاد شده است.) پانصد هزار دلار توسط شرکت تایتانیک (به خاطر یادبود کشته
شدگان کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (وفات
۱۹۵۵م)-کاشف پنی سیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله-
بخشهایی که مربوط به اسرار علم پزشکی می شود.) *این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است. این
گزیده از رساله بر روی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بروجردی نیز
قرار دارد که تحت عنوان آخرین رساله انیشتین با ترجمه آقای دکتر عیسی
مهدوی و تحقیق آقای اسکندر جهانگیری است که جهت اطلاع کاربران علاقمند به
این مبحث می باشد تا مورد استفاده قرار گیرد. لینک دانلود آخرین رساله http://broujerdi.org/images/ لینک پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره): http://broujerdi.org/content/ جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد
بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره
به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین
فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن
گوسفندان
شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص
دیگری را برای کمک با خود بیاورد جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟ افراد
حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش
نماز مسجد دوختند پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان
نمیشود. ميگه يك شب اومدم برم خونه ديدم يك نفر داره داد ميزنه و گريه ميكنه جلوتر رفتم ديدم فقط يك نفرتو ميدون مونده اونم يك يخ فروش ديدم داره داد ميزنه و گريه ميكنه آهاي مردم يك نفر بياد يخ هامو بخره داره آب ميشه به خدا اينا تموم زندگيم سرمايه من همينه و بس سيد مهدي ميگه جلورفتم كنارش نشستم شروع كردم هاي هاي گريه كردن گفتم بيا اين پول يخ هات من درسي از تو گرفتم كه تا آخر عمر منو بسه يخ فروش با تعجب نگاه كرد و پرسيد تو چرا گريه ميكني؟ گفتم آخه من عمرم آب شد عمرم تو گناه آب شد سید مهدی قوام و زن روسپی در ادامه مطلب قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ
تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ
مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.
دلا بيا به سراي علي سري بزنيم بيا به خانه اي كه شكسته درش سري بزنيم شنيده ام كه درين روزها علي تنهاست بيا به خانه بي فاطمه سري بزنيم به واالله قسم اگر اين دوبيت رو به فهمي ديگه آروم نميموني اشك امونت نميده خدايا از امشب ديگه اميرالمومنين علي عليه السلام فاطمه سلام الله عليها نداره خدايا تا نفس ميكشيم غم حضرت زهرا سلام الله عليها رو ازمون نگير يا اميرالمومنين آقاجان تسليت ميگم آقاجان ما يه فاطمه شنيديم ديونه شديم آقا ما يك روايت شنيديم داره جيگرمون آتيش ميگيره آقا خدا به داد دل شما برسه كه همه اين روايات رو ديديد خدا به داد دل امام حسن عليه السلام برسه كه تنها شاهد واقعه كوچه بود حسن اي راز دار چادر خاكي خدايا رزق ما رو زياد كن رزق ما اشك براي اهل بيت عليهم السلام خدا نياره روزي رو كه جلوي ما اسم حضرت زهرا سلام الله عليها رو ببرند و ما اشك نداشته باشيم نصيبم شد غمت الحمدالله تعجیل در امر فرج صلوات
فرمود: اي ملعون! تو را چه مي شود كه چنين ضعيف و رنجوري؟!
گفت: از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم.
فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟
گفت: يا رسول الله! چند خصلت نيكو در ايشان است، من هر چه تلاش مي كنم اين خوي را از ايشان بگيرم نمي توانم.
فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدامند؟
گفت:
اول اينكه هرگاه به يكديگر مي رسند سلام مي كنند و سلام يكي از نام هاي
خداوند است. پس هر كه سلام كند حق تعالي او را از هر بلا و رنجي دور مي
كند و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او مي
گرداند.
دوم اينكه، وقتي با هم ملاقات كنند به هم دست مي دهند و آن
را چندان ثواب است كه هنوز دست از يك ديگر برنداشته حق تعالي هر دو را
رحمت مي كند.
سوم، وقت غذا خوردن و شروع كارها بسم الله مي گويند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور مي كنند.
چهارم،
هر وقت سخن مي گويند: ان شاءالله بر زبان مي آورند و به قضاي خداوند راضي
مي شوند و من نمي توانم كار آنها را از هم بپاشم، آنان رنج و زحمت مرا
ضايع مي كنند.
پنجم، از صبح تا شام تلاش مي كنم تا اينان را به
معصيت بكشانم. باز چون شام مي شود، توبه مي كنند و زحمات مرا از بين مي
برند و خداوند به اين وسيله گناهان آنان را مي آمرزد.
ششم، از همه
اينها مهم تر اين است كه وقتي نام تو را مي شنوند با صداي بلند صلوات
ميفرستند و من چون ثواب صلوات را مي دانم، از ناراحتي فرار مي كنم؛ زيرا
طاقت ديدن ثواب آن را ندارم.
هفتم هم اینکه ايشان وقتي اهل بيت تو را مي بينند، به ايشان مهر مي ورزند و اين بهترين اعمال است.
پس حضرت روي به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس يكي از اين خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.
منبع: شيطان در کمين گاه/نعمت الله صالحي حاجي آبادي

اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط شناسی رایانهای چک شده و تأیید گشته است.
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى
الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ
تَشْكُرُونَ
شادي روحش صلوات
ادامه مطلب
تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.
تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص ۳۲۰، ح ۱۹۱
![]()
![]()
![]()
By Ashoora.ir & Night Skin




