تبليغاتX
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم

































یا فاطمه من عقده دل وا نکردم

روزي شيطان در گوشه مسجد الحرام ايستاده بود. حضرت رسول صلي الله عليه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتي آن حضرت از طواف فارغ شد، ديد ابليس ضعيف و نزار و رنگ پريده، كناري ايستاده است.
فرمود: اي ملعون! تو را چه مي شود كه چنين ضعيف و رنجوري؟!
گفت: از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم.
فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟
گفت: يا رسول الله! چند خصلت نيكو در ايشان است، من هر چه تلاش ‍ مي كنم اين خوي را از ايشان بگيرم نمي توانم.
فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدامند؟
گفت: اول اينكه هرگاه به يكديگر مي رسند سلام مي كنند و سلام يكي از نام هاي خداوند است. پس هر كه سلام كند حق تعالي او را از هر بلا و رنجي دور مي كند و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او مي گرداند.
دوم اينكه، وقتي با هم ملاقات كنند به هم دست مي دهند و آن را چندان ثواب است كه هنوز دست از يك ديگر برنداشته حق تعالي هر دو را رحمت مي كند.
سوم، وقت غذا خوردن و شروع كارها بسم الله مي گويند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور مي كنند.
چهارم، هر وقت سخن مي گويند: ان شاءالله بر زبان مي آورند و به قضاي خداوند راضي مي شوند و من نمي توانم كار آنها را از هم بپاشم، آنان رنج و زحمت مرا ضايع مي كنند.
پنجم، از صبح تا شام تلاش مي كنم تا اينان را به معصيت بكشانم. باز چون شام مي شود، توبه مي كنند و زحمات مرا از بين مي برند و خداوند به اين وسيله گناهان آنان را مي آمرزد.
ششم، از همه اينها مهم تر اين است كه وقتي نام تو را مي شنوند با صداي بلند صلوات ميفرستند و من چون ثواب صلوات را مي دانم، از ناراحتي فرار مي كنم؛ زيرا طاقت ديدن ثواب آن را ندارم.
هفتم هم اینکه ايشان وقتي اهل بيت تو را مي بينند، به ايشان مهر مي ورزند و اين بهترين اعمال است.
پس حضرت روي به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس ‍ يكي از اين خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است.
منبع: شيطان در کمين گاه/نعمت الله صالحي حاجي آبادي


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:51 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام| |

یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الآخِرَهِ هُمْ غافِلُونَ؛

آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت غافلند!

روم، 7

يادم نيست كلاس چندم بودم اما خوب يادمه كه تو يكي از درسهاي كتاب اين حديث نوراني بود كه

پيامبر گرامي اسلام فرمودند:

الدنيا مزرعة الاخره

نميدونم چرا ولي اين چند وقت اين حديث زياد مياد جلوي چشمام

هرچي فكر ميكنم ميبينم شاگرد خوبي نبودم چون هنوز اين درس رو نتونستم پاس كنم

من درسمو خوب ياد نگرفتم اشتباه فهميدم چون همش ميخوام تو دنيا برداشت كنم

دنيايي كه بايد توش بكارم و از كاشته هام محافظت كنم كه خدايي نكرده آفت اونارو فاسد نكنه

اما حيف كه من و امثال من راحت از كنار اين گفته ها ميگذريم همه شديم سخنران اونم به طور حرفه اي

ولي از عمل خبري نيست

اگر از عمل خبري بود تو اين شهر يك فقير هم وجود نداشت و حق يك نفر هم ضايع نميشد

ما دنيا پرست شديم

اگر دنيا پرست نبوديم اينقدر حرص مال نميزديم كه همش جمع كنيم

بزرگوار اين دنيا جاي موندن نيست به خدا قسم ما همه بايد از اين دنيا كوچ كنيم

تو روز بيايم محاسبه كنيم كه چي كاره ايم

خدا وكيلي اگر همين الان جناب عزرائيل عليه السلام تشريف بيارند ما آماده ايم براي رفتن

من كه آماده نيستم 

دعا كنيم بفهمم اون چيزي رو كه ميگم

أرَضِیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَهِ؛

آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟!»

سپس می افزاید:

«فَما مَتاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الآخِرَهِ إِلاَّ قَلِیلٌ؛

با اینكه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت چیز اندكی بیش نیست.»

توبه، 38


نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:55 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام| |

   علي شور شيدايي من

                   نجف شهر رويايي من

                                        شكوه تماشايي من

                                                           تو تنهايي من

                                                                   دلتنگ ايوون طلاي نجف هستم آقا

                                                                                من دل به اذن دخول حرم بستم آقا

عهدي كه بستم به جان تو نشسكتم آقا




نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:13 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام| |

در اوایل سال ۱۳۸۲ شمسی(۲۰۰۳م) پروفسور ابراهیم مهدوی (تولد ۱۳۱۰ش)-مقیم لندن- پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی خریداری این رساله ی گران قیمت بالاخره موفق شدند قرارداد خرید آن از یک عتیقه دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماما به خط خود اینشتین می باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سر شکن شده پرداخت گردید:

یک میلیون دلار توسط شرکت بنز (به افتخار اینکه اینشتین آلمانی بود)

یک میلیون دلار توسط شرکت فورد (به افتخار اینکه در آمریکا می زیست و نیز به افتخار جان.اف.کندی -رئیس جمهور آمریکا (مقتول ۱۹۶۳م) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آنکه در ۱۹۵۴م (سال نگارش این اثر) هنوز ۷ سال به زمان انتخاب وی مانده بود و این از پیش گویی های اینشتین به شمارمی رود!)

پانصد هزار دلار توسط شرکت کنکورد (به افتخار جناب لاوازیه -مقتول ۱۷۹۴م در انقلاب یا شورش فرانسه- و نیز قانون بقای ماده ی او که در این رساله بارها یاد شده است.)

پانصد هزار دلار توسط شرکت تایتانیک (به خاطر یادبود کشته شدگان کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (وفات ۱۹۵۵م)-کاشف پنی سیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله- بخشهایی که مربوط به اسرار علم پزشکی می شود.)


*این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی است.

اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گشته است. 


این گزیده از رساله بر روی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی بروجردی نیز قرار دارد که تحت عنوان آخرین رساله انیشتین با ترجمه آقای دکتر عیسی مهدوی و تحقیق آقای اسکندر جهانگیری است که جهت اطلاع کاربران علاقمند به این مبحث می باشد تا مورد استفاده قرار گیرد.

Inline image 2

لینک دانلود آخرین رساله

  http://broujerdi.org/images/book-anishtain.pdf


لینک پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی بروجردی (قدس سره):

  http://broujerdi.org/content/view/1178/137



نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:52 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام|



Inline image 1

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ،

بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

آری من مسلمانم

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ،

پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ،

جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند

و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند

و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد

و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :

آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند

پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود.

 


نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:14 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام| |

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی رو میشه در سجیه دید، این شمالیترین شهر دانمارکیهاست ..... جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمیشوند و بنابرین این راستا بوجود میاد


سورة مباركه  الرحمن
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20)  فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21)

 يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)

 
19. دو دريا را به گونه اي روان كرد كه با هم برخورد كنند.20. اما ميان آن دو حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي کنند.21. پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مي‏كنيد؟
22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مي‏شود.
 

سوره مباركه فرقان آیه 53:
« و هو الذي مَرَجَ البحرينِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَينَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
 و اوست كسي كه دو دريا را موج زنان به سوي هم روان كرد اين يكي شيرين و آن يكي شور و تلخ است وميان آندو حريمي استوار قرار داد.
 
سوره مباركه فاطر آيه 12:
وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا

 وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
 اين دو دريا يکسان نيستند: يکی آبش شيرين و گواراست و يکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خوريد، و از آنها چيزهايی برای آرايش تن خويش بيرون می کشيد و می بينی که کشتي ها برای يافتن روزی و غنيمت، آب را می شکافند و پيش می روند، باشد که سپاسگزار باشيد.
 
سوره مباركه نمل آيه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَينَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿61
[آيا شريكانى كه مي‏پندارند بهتر است‏] يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، كوه‏ها را [مانند لنگر] قرار داد، و ميان دو دريا برزخى گذاشت؟ آيا معبودى با خداست؟ [نه،] بلكه بيشترشان نميدانند.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:51 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام|


شادي روحش صلوات

سيد مهدي قوام از وعاظ اين تهران بود

ميگه يك شب اومدم برم خونه ديدم يك نفر داره داد ميزنه و گريه ميكنه

جلوتر رفتم ديدم فقط يك نفرتو ميدون مونده اونم يك يخ فروش

ديدم داره داد ميزنه و گريه ميكنه آهاي مردم يك نفر بياد يخ هامو بخره داره آب ميشه

به خدا اينا تموم زندگيم سرمايه من همينه و بس

سيد مهدي ميگه جلورفتم كنارش نشستم شروع كردم هاي هاي گريه كردن گفتم بيا اين پول يخ هات

من درسي از تو گرفتم كه تا آخر عمر منو بسه

يخ فروش با تعجب نگاه كرد و پرسيد تو چرا گريه ميكني؟

گفتم آخه من عمرم آب شد

عمرم تو گناه آب شد

سید مهدی قوام و زن روسپی در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 16:30 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام| |

قالَتْ علیها السلام :

إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا.  

 
اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ،

تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.
تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص ۳۲۰، ح ۱۹۱


نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 10:9 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام|

دلا بيا به سراي علي سري بزنيم

بيا به  خانه اي كه شكسته درش سري بزنيم

شنيده ام كه درين روزها علي تنهاست

بيا به خانه بي فاطمه سري بزنيم

به واالله قسم اگر اين دوبيت رو به فهمي ديگه آروم نميموني

اشك امونت نميده

خدايا از امشب ديگه اميرالمومنين علي عليه السلام فاطمه سلام الله عليها نداره

خدايا تا نفس ميكشيم غم حضرت زهرا سلام الله عليها رو ازمون نگير

يا اميرالمومنين آقاجان تسليت ميگم

آقاجان ما يه فاطمه شنيديم ديونه شديم آقا

ما يك روايت شنيديم داره جيگرمون آتيش ميگيره آقا

خدا به داد دل شما برسه  كه همه اين روايات رو ديديد

خدا به داد دل امام حسن عليه السلام برسه كه تنها شاهد واقعه كوچه بود

حسن اي راز دار چادر خاكي

خدايا رزق ما رو زياد كن

رزق ما اشك براي اهل بيت عليهم السلام

خدا نياره روزي رو كه جلوي ما اسم حضرت زهرا سلام الله عليها رو ببرند و ما اشك نداشته باشيم

 نصيبم شد غمت الحمدالله


نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 17:31 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام|

تعجیل در امر فرج صلوات 


نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:51 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام|

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin