انسان موجودى است مركب از جسم و روح، كه پس از مرگ، جسم او متلاشى مىشود ولى روح او به حيات خود ادامه مىدهد، و مرگ انسان به معناى فناى او نيست. از اين جهت تا برپايى قيامت، در عالم برزخ زندگى خواهد داشت. قرآن در بيان مراتب آفرينش انسان، آخرين مرحله آن را كه با نفخه روح در كالبد وى صورت مىپذيرد،با اين جمله ياد مىكند:‹‹ثم انشاناه خلقا آخر›› (مؤمنون/14): آنگاه او را موجودى ديگر قرار داديم.
نيز در آيات متعدد به حيات برزخى انسان اشاره مىكند و از آن جمله مىفرمايد: ‹‹و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون›› (مؤمنون/100): و پيش روى (و يا پشت آنان) برزخ (1) است تا روزى كه برانگيخته مىشوند. آياتى كه بر حيات برزخى گواهى مىدهند بيش از آنند كه در اينجا نقل گردند.
هر انسانى با فطرت پاك و توحيدى آفريده مىشود، به گونهاى كه اگر به همين حالت پيش برود و عوامل خارجى او را منحرف نكنند، راه حق را خواهد پيمود. هيچ فردى از مادر خويش خطاكار، گنهكار، و يا بد سگال زاده نشده است، و پليديها و زشتيها جنبه عرضى داشته و معلول عوامل بيرونى و اختيارى است.وروحيات ناپسند موروثى نيز به گونهاى نيست كه در سايه اراده و خواست انسان تغيير ناپذير باشد. بنابراين انديشه گناه ذاتى فرزندان آدم، كه در مسيحيت كنونى مطرح است، بىپايه است.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:‹ (روم/30): بدون هيچگونه انحراف به چپ و راست، به آيين الهى روى آور كه خداوند انسانها را <
بر اساس آن آفريده است. پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم نيز مىفرمايد:«ما من مولود الا يولد على الفطرة» (2) : هيچ مولودى نيست مگر اينكه بر فطرت پاك (توحيد و يگانه پرستى) به دنيا مىآيد.
انسان موجودى است مختار و انتخابگر، يعنى در پرتو قوه عقل پس از بررسى جوانب مختلف فعل، انجام يا ترك آن را برمىگزيند. قرآن كريم مىفرمايد: ‹‹انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا›› (انسان/3): ما راه را به او نشان دادهايم، او يا سپاسگزار است و يا كفران كننده.
نيز مىفرمايد: ‹‹وقل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن و من شاءفليكفر›› (كهف/29): بگو حق از جانب پروردگارتان نازل گرديده است. پس هركس مىخواهد ايمان آورد و هركس مىخواهد كفر ورزد.
انسان به حكم اينكه از فطرتى سليم برخوردار است، و داراى قوه عقل است كه مىتواند خوب را از بد تميز دهد و نيز از اختيار و انتخابگرى برخوردار است - روى اين جهات - موجودى است تربيت پذير، كه راه رشد و تعالى و بازگشتبه سوى خدا به روى او در همه زمانها گشوده است، مگر در لحظهاى (لحظه مشاهده مرگ) كه ديگر توبه او پذيرفته نيست. از اين جهت، دعوت پيامبران شامل همه افراد بشر بوده است، حتى افرادى مانند فرعون، چنانكه مىفرمايد:
‹‹فقل هل لك الى ان تزكى× و اهديك الى ربك فتخشى›› (نازعات/18-19):اى موسى به فرعون بگو آيا مىخواهى تزكيه شوى و ترا به سوى پروردگارت هدايت كنم، تا خشيتيابى.
بر اين اساس انسان نبايد هيچگاه از رحمت و مغفرت الهى مايوس گردد. چنانكه مىفرمايد:
‹‹لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا›› (زمر/53): از رحمتخدا مايوس نشويد، كه او همه گناهان را مىآمرزد.
انسان به حكم اينكه از نور خرد و موهبت اختيار برخوردار است، موجودى مسئول است: مسئول در برابر خدا، در برابر پيامبران و رهبران الهى، در برابر گوهر انسانى خويش و انسانهاى ديگر و در برابر جهان. قرآن به مسئوليتبشر در آيات بسيارى تصريح دارد.
مىفرمايد: ‹‹اوفوا بالعهد ان العهد كان مسؤولا›› (اسراء/34): به پيمان وفادار باشيد كه از پيمان سؤال مىشود.
نيز مىفرمايد: ‹‹ان السمع والبصر و الفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولا›› (اسراء36): از گوش و چشم و دل سؤال مىشود.
باز مىفرمايد:‹‹ايحسب الانسان ان يترك سدى›› (قيامت/36): آيا انسان گمان مىكند كه به حال خود رها شده است.
و پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه و آله و سلم فرموده است:«الا كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته». (3)
هيچ انسانى بر ديگرى مزيت و برترى ندارد مگر از طريق كمالات معنوى كه از آن برخوردار است. بارزترين ملاك مزيت و برترى نيز تقوا و پرهيزگارى در همه شئون زندگى است. چنانكه مىفرمايد:
‹‹يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر وانثى وجعلناكم شعوبا و قبائللتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقاكم›› (حجرات/13):اى انسانها ما شما را از يك مرد و زن آفريديم، و شما را دستهها و قبيلههاى گوناگون قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد، همانا گراميترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شما است.
بنابر اين خصوصيات نژادى وجغرافيايى ونظاير آن از ديدگاه اسلام مايه برترى طلبى و تفاخر و تبختر نيست.
ارزشهاى اخلاقى، كه در حقيقت اصول انسانيتبوده و ريشه فطرى دارند، اصولى ثابت و جاودانه اند، و گذشت زمان و تحولات اجتماعى سبب تغيير و دگرگونى آنها نمىشود. مثلا زيبايى وفا به عهد و پيمان، يا نيكى را با نيكى پاسخ گفتن، امرى جاودانه است و تا بشر بوده و خواهد بود، اين قانون اخلاقى دگرگون نخواهد شد. همچنين استحكم به زشتى خيانت و خلف وعده. بنابراين، از ديدگاه عقل، در زندگى اجتماعى بشر يك رشته اصول وجود دارد كه با طبيعت و سرشت انسان درهم آميخته و ثابت و پايدار مىباشد.
آرى در كنار اين اصول اخلاقى يك رشته آداب و رسوم نيز يافت مىشود كه از شرايط زمانى و مكانى تاثير پذيرفته و دستخوش تغيير و دگرگونى قرار مىگيرد، كه ربطى به مبادى و اصول ثابت اخلاقى ندارد.
قرآن كريم به برخى از اصول عقلى و ثابت اخلاقى اشاره دارد، چنانكه مىفرمايد:
‹‹هلجزاء الاحسان الاالاحسان›› (الرحمن/60): آيا پاداش احسان، چيزى جز احسان است؟
‹‹ما على المحسنينمن سبيل›› (توبه/91): برنيكوكاران نكوهشى نيست.
‹‹فان الله لا يضيع اجر المحسنين›› (يوسف/90): خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىسازد.
‹‹ان الله يامر بالعدل والاحسان و ايتاء ذي القربى و ينهى عن الفحشاء والمنكر و البغي›› (نحل/90): خدا به دادگرى و نيكوكارى و كمك به خويشاوندان فرمان مىدهد و از پليدى و زشتى و ستم نهى مىكند.
اعمال انسان، گذشته از اينكه در سراى ديگر پاداش يا كيفر دارد، در اين جهان نيز خالى از پيامدهاى خوب و بد نيست.در حقيقت پارهاى از حوادث جهان عكسالعمل فعل او مىباشد، و اين حقيقتى است كه وحى از آن پرده برداشته و علم بشر نيز تا حدى بدان پى برده است. قرآن كريم در اين باره آيات بسيارى دارد كه دو نمونه را يادآور مىشويم:
‹‹و لو ان اهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماءو الارض ولكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون›› (اعراف/96): هرگاه اهل آباديها ايمان آورند و پرهيزگار باشند، درهاى بركات آسمان و زمين را به روى آنان مىگشاييم، ولى آنان (آيات الهى را) تكذيب كردند، پس ما نيز آنها را به كيفر اعمالشان رسانديم.
حضرت نوح به امتخود يادآور مىشود كه ميان پاكى از گناه و گشوده شدن درهاى رحمت الهى و فزونى نعمتخداوند رابطهاى برقرار است. چنانكه مىفرمايد:‹‹وقلت استغفروا ربكم انه غفارا× يرسل السماء عليكم مدرارا× ويمددكم باموال وبنين ويجعل لكم انهارا›› (نوح10-12):(به قوم خود) گفتم از خدا طلب آمرزش كنيد، او آمرزنده گناهاست، در اين صورت از آسمان بر شما باران فراوان فرود مىفرستد. و با مال و فرزند شما را كمك مىكند. و براى شما باغها وچشمهسارهايى پديد مىآورد.
پيشرفت و عقبگرد امتها ناشى از عللى است كه صرفنظر از برخى عوامل بيرونى، عمدتا ريشه در عقايد و اخلاق و رفتار خود آنان دارد.اين اصل با قضا و قدر الهى نيز منافات ندارد، زيرا اين قاعده خود از مظاهر تقدير كلى الهى است. يعنى مشيت كلى الهى بر اين تعلق گرفته است كه امتها از طريق عقايد و رفتار خود سرنوشتخود را رقم زنند. مثلا جامعهاى كه روابط اجتماعى خود را بر اصل عدالت و دادگرى استوار سازد، زندگى نيك و آرامى خواهد داشت، و امتى كه روابط اجتماعى خود را بر خلاف آن قرار دهد، سرنوشتى ناگوار در كمين او خواهد بود. اين اصل همان است كه در اصطلاح قرآن «سنتهاى الهى» ناميده شده است. چنانكه قرآن مجيد مىفرمايد:
‹‹فلما جاءهم نذير ما زادهم الا نفورا× استكبارا في الارض ومكر السىء ولا يحيق المكرالسيئ الا باهله فهل ينظرون الا سنة الاولين فلن تجد لسنة الله تبديلا و لن تجد لسنة الله تحويلا››. (فاطر/42-43): آنگاه كه بيم دهندهاى نزدشان آمد، جز دورى از بيمدهنده آنها را سودى نبخشيد، به علت استكبار در زمين و نيرنگهاى زشت،(بايد دانست كه) نيرنگهاى بد جز نيرنگبازان را در بر نمىگيرد. آيا آنان جز سنتى كه بر گذشتگان حاكم بود، منتظر چيز ديگرى هستند؟! در سنتخدا هيچ تحول و دگرگونى نمىيابى.
‹‹...و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين...و تلك الايام نداولها بين الناس...›› (آل عمران/139-140): شماها برتريد اگر مؤمن باشيد... و اين روزها (پيروزى و شكست) را بين مردم دستبه دست مىگردانيم.
تاريخ بشر آينده روشنى دارد. درست است كه زندگى بشر غالبا با نابرابريها و نابسامانيها همراه بوده است، ولى اين وضع تا آخر ادامه نخواهد داشت، بلكه تاريخ بشر به سوى آيندهاى روشن درحركت است كه در آن عدل فراگير حاكم شده. و به تعبير قرآن كريم صالحان، حاكمان زمين خواهند بود. چنانكه مىفرمايد:
‹‹و لقدكتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون›› (انبياء/105): ما در زبور پس از «ذكر» (شايد مقصود تورات باشد) نوشتيم كه صالحان حاكمان زمين خواهند شد.
و نيز مىفرمايد:
‹‹وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم›› (نور/55): خداوند به افرادى از شما كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام دهند وعده داده است كه آنان را در زمين خلافتبخشد، همان گونه كه پيشينيان را خلافتبخشيده است.
بنابراين در آينده تاريخ و در گردونه مبارزه مستمر حق و باطل، پيروزى نهايى از آن حق است، هرچند به طول انجامد. چنانكه مىفرمايد:
‹ل نقذف بالحق على الباطل فيدمغهفاذا هو زاهق›› (الانبياء/18): حق را بر سر باطل مىزنيم تا آن را درهم كوبد، پس ناگهان نابود گردد.
انسان از ديدگاه قرآن كريم از كرامتى ويژه برخوردار است، تا آنجا كه مسجود فرشتگان قرار گرفته است. چنانكه مىفرمايد:
‹‹و لقدكرمنا بني آدم و حملناهم في البر و البحر ورزقناهم من الطيبات و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا›› (اسراء/70): همانا بنى آدم را كرامتبخشيديم و آنان را در خشكى و دريا جاى داده و از طيبات روزى داديم و بربسيارى از آفريدههاى خود برترى بخشيديم.
با توجه به اينكه اساس زندگى انسان را حفظ كرامت وعزت نفس تشكيل مىدهد، انجام هرگونه كارى كه اين موهبت الهى را خدشهدار سازد از نظر اسلام ممنوع است. به تعبيرى روشنتر، هر نوع سلطهگرى و سلطه پذيرى ناروا، اكيدا ممنوع مىباشد. امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: «ولا تكن عبد غيرك وقد جعلك الله حرا» (4) : بنده ديگرى مباش، خدا ترا آزاد آفريده است.
نيز مىفرمايد: «ان الله تبارك و تعالى فوض الى المؤمن كلشيء الا اذلال نفسه»: خدا كارهاى فرد با ايمان را به دستخود او سپرده (و او را در انجام و ترك آنها آزاد گذارده) جز خوار ساختن خويش را. (5)
روشن است كه حكومتهاى مشروع الهى با اين قانون منافات ندارد، چنانكه توضيح آن در بحث آينده خواهد آمد.
حيات عقلانى انسان از ديدگاه اسلام جايگاه ويژهاى دارد، زيرا برترى و ملاك امتياز انسان از ساير حيوانات به قوه تفكر و نيروى خرد او است. از اين روى در آيات بسيارى از قرآن كريم، بشر به تفكر و انديشه ورزى دعوت شده است تا آنجا كه پرورش فكر و تفكر در مظاهر خلقت را از ويژگىهاى خردمندان دانسته است. چنانكه مىفرمايد:
‹‹الذين يذكرون الله قياما وقعودا وعلى جنوبهم ويتفكرونفي خلقالسمواتوالارض ربنا ما خلقت هذا باطلا›› (آل عمران/192): آنان كسانى هستند كه خدا را، ايستاده و نشسته و در حاليكه به پهلو خوابيدهاند، ياد مىكنند و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند و مىگويند: پروردگارا اين جهان را بيهوده نيافريدهاى(آيات مربوط به لزوم تفكر و مطالعه در مظاهر خلقت و آيات الهى بيش از آن است كه در اينجا نقل شود).
بر اساس چنين ديدگاهى است كه قرآن، انسانها را از پيرويهاى نسنجيده و كوركورانه از گذشتگان منع مىكند.
آزاديهاى فردى در قلمرو مسايل اقتصادى، سياسى وغيره در اسلام مشروط به اين است كه با تعالى معنوى او منافات نداشته و نيز مصالح عمومى را خدشهدار نسازد. در حقيقت فلسفه تكليف در اسلام همين است كه مىخواهد با موظف كردن انسان، كرامت ذاتى او را حفظ نموده و مصالح عمومى را تامين كند. جلوگيرى اسلام از بتپرستى و ميگسارى و نظاير آن براى حفظ كرامت و حرمت انسانى است، و از اينجا حكمت قوانين كيفرى اسلام نيز روشن مىگردد.
قرآن كريم اجراى قانون قصاص را عامل حيات انسان دانسته و مىفرمايد:‹‹و لكم في القصاص حياة يا اولى الالباب›› (بقره/179):اى خردمندان، قصاص حافظ حيات شما است.
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: «ان المعصية اذا عمل بها العبد سرا لم يضرالاعاملها، فاذا عمل بها علانية ولم يغير اضرت بالعامة»: هرگاه فردى به صورت پنهانى مرتكب گناه شود فقط به خود ضرر مىزند، ولى اگر آشكارا انجام دهد و مورد اعتراض واقع نشود به عموم ضرر مىرساند.
امام صادق عليه السلام پس از نقل حديث مىافزايد:«ذلك انه يذل بعمله دين الله و يقتدي به اهل عداوة الله»:علت اين امر آن است كه فرد متظاهر به گناه با رفتار خود حرمت احكام الهى را مىشكند و دشمنان خدا از او پيروى مىكنند. (6)
يكى از مظاهر آزادى فردى در اسلام اين است كه در پذيرش دين اجبارى نيست، چنانكه مىفرمايد: ‹‹لا اكراه في الدين قدتبين الرشد من الغى›› (بقره/256).زيرا دين مطلوب در اسلام، ايمان و باور قلبى است و اين چيزى نيست كه با عنف و زور در دل انسان جاى گيرد، بلكه در گرو حصول يك رشته مقدمات است كه مهمترين آنها روشن شدن حق از باطل مىباشد. هرگاه اين شناختحاصل شود، در شرايط طبيعى، انسان حق را برمىگزيند.
درست است كه «جهاد»يكى از فرايض مهم اسلامى است، ولى معناى آن اجبار ديگران به پذيرش اسلام نيست، بلكه مقصود از آن برطرف ساختن موانع ابلاغ پيام الهى به گوش جهانيان است تا «تبين رشد» تحقق پذيرد. طبيعى است چنانچه سوداگران زر و زور روى اغراض مادى و شيطانى مانع رسيدن پيام آزاديبخش دين به گوش جان انسانها گردند، فلسفه نبوت (كه همانا ارشاد و هدايتبشر است) اقتضا مىكند كه جهادگران هرگونه مانع و يا موانع را از سر راه بردارند، تا شرايط ابلاغ پيام حق به افراد بشر فراهم گردد.
از مباحث گذشته، ديدگاه اسلام در باره انسان و جهان روشن گرديد. در اين مورد اصول و نكات ديگرى نيز وجود دارد كه در جاى مناسب خواهيم آورد. اينك به بيان ديدگاههاى اسلام در زمينه اعتقادات و احكام مىپردازيم.
پىنوشتها:
1. جهان برزخ به نوعى پيش رو و به نوع ديگر پشتسر قرار دارد، از اين جهت هر دو لفظ را به كار گرفتيم.
2. توحيدصدوق، ص 331.
3. مسند احمد:2/54; صحيح بخارى:2/284 (كتاب الجمعه، باب11، حديث2).
4.نهج البلاغه، بخش نامهها، شماره 38.
5. وسائل الشيعه:11/424، (كتاب الامر بالمعروف، باب 12، حديث4).
6. وسائل الشيعه:11/407، كتاب الامر بالمعروف، باب 4، حديث 1.
منشور عقايد اماميه صفحه 24
استاد جعفر سبحانى
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در شنبه پانزدهم مهر 1385 ساعت 8:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هستم غلام قنبر از عالمی سرم
شادم که خاک پای غلامان حیدرم
###############
اي آنـکه بــــه ملک جـــان خدايي
يکـــــتا و بـــــــزرگ و رهـنــمــايـي
رزاق و حـکــــيم و حکــم فـــــــرما
غفــــار وغفــــور و بـــاسخـــــائي
مــلک و ملک وفـلک بــــه امــــرت
ستـــار وسليـــــم وپـــــادشاهي
جبـــــار و سميــــع و هـم بصيري
سـرچشــمه زمــــزم و بــقــــائي
از هست تــو ايـن جهان هستي
جـــــز تـــو نبود گـــره گشــــــائي
ذرات جـهــــــان در آستــــــانــــت
محتـــــاج نيــــــاز چون گـــــدائي
اي داده بـــه ما تــو عقل و دانش
آگـــه ز بـــــــد و ز خـــوب مــــائي
بــي امــــــر تـــو گل خــزان نگردد
بـــي مهــــر تــو غــم زدل رهائـي
از امــــر تو مــــه کند بــه عــــالـم
بــا پـــرتو خـــويش دلـــــربـــــايي
فـــــرمـانبـــــر تـــو بــــــروز روشن
خورشيــــد خـــداي روشنـــــايي
بـــرشش جـهـت وچـــهار ارکـــان
تــو مــالک و حــــاکم و خــــدائي
راز دل مـــــا نــگفــــــتــه دانــــي
بــــر هــر سخنـــي تـــو آشنايي
يـــارب نـتــوان نمــود هــــــرگــــز
بي نـــام تـــو من سخن سرائي
"ژوليده نيشابوري"
×××××××××××××
شیعه هر جا پاگذارد با علیست
اول و آخر کلامش یا علیست
شیعه یعنی گنج پنهان همه
مثل قبر بی نشان فاطمه (س)
××××××××××××××
همچون مگسان گرد پليدي منشين
زنبور عسل باش، انيس گل باش
یا علی مدد
التماس دعا
فهرست اصلی
دوستان
مصائب بی بی دوعالم علیها السلام
*** یَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
خیرالبریه
حظ رب : فاطمه سلام الله علیها
پرواز روح
« نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام»
14noorمقدس
بچه های فاطمه علیها سلام
یاحسین غریب مادر(احسان)
وبلاگ ایران اسلام
حضور سبز
يا اباعبدالله (هفت حوض)
گل نرگس بیا....
صبح سفيد(دلتنگی عزیز)
سلام خدا(ساحل افتاده)
پايگاه اطلاع رساني امام خميني رحمه الله عليه
اعوذ بالله من الکرب والبلا
انجمن وبلاگ نویسان عاشورائی
یا قائم ال محمدبرای او که صاحب عصر است
اشك آسمان
khandan. m.h.m.d ريحانه
یــــار مـــا(رها)
تسبيح
رد پاي ايمان
محکم ××× ساعتهای آرامش یک قلب رازگو
سوز عشق
عملکرد مهندس سید حسین ذوالانوار در مجلس
وبلاگ تخصصی دکتر سید محمد تیجانی حسنی (عالم اهل سنت که به حقانیت شیعه ÷ی برد و شیعه شد)
عشق بازی هایم با خدا
چشم خدا
یه پوتین یه پلاک
مقام معظم رهبری (مرجع تقلید و رهبرم)
مرا پير طريقت جز علي (عليه السلام) نيست
♥رستگاران♥
یه هرزه مذهبی
سبز علوي
شبكه جام جم1
حسرت خيس
شهيد رسول فاتح
پايگاه اينترنتي آقاي حسن زاده آملي
پايگاه اينترنتي آيت الله بهجت
پايگاه اينترنتي آقاي جوادي آملي
وب سايت امام خميني
قالبهای مذهبی
پیوندهای روزانه
پير طريقت علي
سساخ
علم وعرفان
پایگاه دکترسید محمد تیجانی سماوی
حقوق زن
هيئت سائلين حضرت زهرا سلام الله عليها
عشق و انتظار
روضه آب
هیئت فرهنگي مذهبي آل طاها اهواز
خدا , ائمه , مهدی , شهدا و ... عشق
کانون فرهنگی شهدا
محلات شهر گل ایران زمین
شکوفه گیلاس
دوستی(فاطمه)
ستاره عشق
به یقین یوسف ما آمدنیست
پیام صادق
نگاهی نو
شهر فرنگ(مائده)
هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
یار مهربون
شايد اين جمعه بيايد شايد
سرزمین عشق
کربلا6
کشته اشک
حق (علی ) - فدک ( فاطمه )
دیکشنری
خدا برای آسمان
یا مهدی (عج)
هيأت علمدار همدان
پیام نسیم
نا گفتنی های یک دانشجوی برق
گاهی چیزهای خوبی پیدا میشه
عمان ساماني
علی علیه السلام و زیبائیها
پخش مستقيم از كربلا
محرم
حسینیه
خدایا کمکم کن
محرم(برگی از صفحه ی عاشورا)
عطش
عـــذابهای جهنــــم
راهپیمایی روز قدس
حرم دل
اصل در انسان از ديدگاه اسلام
جانماز
رمضان ماه ریزش گناهان
فضایل مولا
شکست یعنی مغالطه، یعنی پاسخ ندادن
پاسخ به برخی شبهات در موردشهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
آخرین نوشته ها
قول سخنان آيت الله بهجت از زبان آيت الله ناصري
پیوندتان مبارک
((يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف كربي بحق اخيك الحسين))
شهادت جوان ترین امام تسلیت
شهادت امام جواد علیه السلام
درد دل
مناقب امام جواد علیه السلام
مجنون الحسین علیه السلام
بوی بهشت خدا می وزد از کربلا
ختم صلوات آیتالله بهجت برای سلامتی رهبری در سفر كردستان
نوشته های پیشین
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^